علت سکوت ، هزاره و نهادهای مدنی چیست؟

هلال، کاندیدای حزب تکفیری حکمتیار/ علت سکوت ، هزاره و نهادهای مدنی چیست؟


حزب اسلامی به عنوان یکی از گروه‌های مسلح مخالف دولت هزاره ها است که به صورت نرم و مرموزانه‌ای در حال خزیدن به سوی کرسی قدرت است، با توجه به اصول و دیدگاه‌های  افراطی وتکفیری ان  در مورد هزاره ها تا جایی که مردم هزاره و شیعه را تهدید کرد که در زمان به دست گرفتن مجدد قدرت،‌ آنها را از خانه‌هایشان آواره کرده و به جای‌جای کشور و کشورهای همسایه آواره خواهد ساخت ، چرا در قبال آن سکوتکرده اند؟


ادامه نوشته

دیگر هزاره بودن جرم نیست

دیگر هزاره بودن جرم نیست بلکه افتخار است


عبدالخالق شهید، در آیینه تاریخ


در دوره عبدالرحمن هزاره بودن جرم تلقی می شد، به همین لحاظ است که بسیاری از هزاره ها بخاطر زنده ماندن مجبور گردید، نه تنها تغییر مذهب دهند بلکه هویت شان را به اقوام دیگر نیز تغییر دهند. در چنین روزگار که نفس کشیدن کار ساده ای نبود، متولیان علم و دانش این قوم نیز بنام اقوام دیگر ثبت گردید، از این رو بود که مقوله ای جرم بودن هزاره در افغانستان و منطقه بازتاب پیدا کرد.

ادامه نوشته

افشار زخم خونين تاريخ يا تداوم نسل کشی (بخش دوّم)

افشار زخم خونين تاريخ يا تداوم نسل کشی (بخش دوّم)

افشار زخم خونين تاريخ يا تداوم نسل کشی (بخش دوّم)


حسن رضایی
در این هنگام من خود را به اتاق استاد مزاری رساندم، تا خبر جنگ و سقوط راهـدار به او بدهم. در همان اول صبح، با صداقت پشت در وازۀ استاد، بر خوردم که با لباس شخصی آنجا ایساده بود. با پرخاش او را مخاطب قرار داده، گفتم: " سنگرت سقوط کرده، شما اینجا چه کار می کنید؟ صداقت گفت: " که سقوط نکرده است" ( بهرامی، 2014).  بهرامی با چالاکی دست اور می پیچاند و او را خلع سلام می کند. در این هنگام سید علی نیز سر می رسد و او را باسیلی می زند در اثر این گیرودار و هیاهوی شدید، شهید مزاری در را باز می کند و از قضیه اطلاع می یابد و دستور بازداشت او را می دهـد


  

ادامه نوشته

مارها تخم می‏گذارند

مارها تخم می‏گذارند

مارها تخم می‏گذارند

محمودجعفری


برای افشار

عقربه ‏ها  برگِرد مردارخود می‏گردند

و گرگ‏ها             به دنبال استخوان‏ های مرده‏ ی ماه

مارها تخم می‏گذارند

 و  زن

تکه

تکه

جدا می‏شود از خیابان.

ادامه نوشته

در افشار، اشک خدا را دیدم

در افشار، اشک خدا را دیدم

در افشار آبشار خون از زمین تا عرش خدا امتداد پیداکرد و خون مردمی به ناحق ریخته شد که همه پر از خدا و آیینه جانشان، آیینه ی مهر علی و آل محمد(ص) بودند...

در افشار، اشک خدا را دیدم

ادامه نوشته

افشار

بیست ویکمین سالروزفاجعه دردناک وضد بشریت افشار بر تمام مردم هزارستان تسلیت باد

هنوز اندر میان آستین مار است ای مردم

"شبان ایمن" ما گرگ خونخوار است ای مردم

هنوز از کوچه ها هردم نفس های "پدر" جاری ست

به چشم خشم زخمش اشک "افشار" است ای مردم

ادامه نوشته

نانوشته های معشوقه گان

نانوشته های معشوقه گان

نانوشته های معشوقه گان
به روی سینه ی من می نشیند
مادر می گوید // وقتی خنده ی تو // به گلی مبدل شد // بر سنگ مزارت // نامه های عاشقانه اش را به یاد آورد...

ادامه نوشته

افشار زخم خونين تاريخ هزاره

افشار زخم خونين تاريخ هزاره


در این فاجـعه ننگین و سیاه تاریخ مـعاصر کشور  که در دولت اسلامی به ریاست آقای برهان الدین ربانی انجام شد، احـزاب و نهاد های عـمده دولتی اشتراک ورزیده بودند، هـریک جمعیت اسلامی، شورای نظار، اتحاد اسلامی، حرکت اسلامی، وزارت دفاع و امنیّتت ملی...در ان روزخواهرى  از ورامين ، النگوى دستش را با خونش آغشته كرده بود و بصورت نمادين ، به پاس خون شرين و شرين هاى افشار به دفتر سياسى حزب وحدت اهدا كرد.




ادامه نوشته

تجلیل از شهدای فاجعه افشار

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین

اطلاعیه ای بمناسبت فاجعه خونین افشار...

اﻓﺸﺎﺭ ﺩاغی است ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﺎﺭﻳﺦ, اﻓﺸﺎﺭ ﻓﺮﻳﺎﺩی است ﺑﺮاﻱ ﻫﻤﻪ نسل ها, اﻓﺸﺎﺭ زخمی است ﺑﺮ ﭘﻴﻜﺮ اﻧﺴﺎﻧﻴﺖ. اﻓﺸﺎﺭ اﻓﺸﺎﮔﺮی ﻋﺮﻳﺎنی اﺳﺖ اﺯ اﻋﻤﺎﻝ ﻧﻨﮕﻴﻦ اﻧﺴﺎﻥ ﻧﻤﺎﻫﺎی ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ که ادعایی اسلامی میکردند.و دو دهه قبل به تاریخ 12 فبروری (22 دلو) سال 1993 شهر کابل خسته از جنگ، فاجعه ی انسانی و فراموش نشدنی را تجربه کرد، در این تراژیدی بشری صدها انسان بیگناه و غیر مسلح شامل کودکان، زنان و مردان در یک شب از دم تیغ جهالت و بربریت گذشت، مردان قتل عام شدند به زنان تجاوز گردید و شکم کودکان دریده شد. یاد شهدای افشار را گرامی میداریم

 

حضور گسترده شما عزیزان, تجدید عهد با خون و همسویی با خط سرخ آرمان ها و اهداف هزاران شهید گمنام این فاجعه و تقبیح آن خواهد بود.

 

زمان:       

روز شنبه 22. 02. 2014  از ساعت 13:00 الی ختم

سخنران:   حجت الاسلام والمسلمین آقای اوحدی

 آدرس:     Schwathalerstr. 80, 80336 München Germany

مرکز اسلامی و فرهنگی هزاره های مونشن

   Afghanisches Kulturhaus des Hazara Volkes e. V.

 

کرنش‌های ذلیلانه چرا؟

کرنش‌های ذلیلانه چرا؟ما طلبه هستیم و نوکر دلیل. اگر یک دلیل برای دست بوسیدن سید و این چنین کرنشهای ذلیلانه و تن به پستی دادن و فرومایگی کردن وجود داشته باشد، می‌پذیریم. «وَ دُونَ اثِبَاتِهِ خَرطُ القُتاَدِ.» چنین کردارهای را نه عقل می‌پسندد و نه شرع، تمام متون دین را که بگردی، رنگ و بوی یک دلیل شرعی را نمی‌بینی که بوسیدن دست قوم خاصیی یک امر مشروع باشد...

ادامه نوشته

طراحی دست خط بابه مزاری روی سنگهای قیمتی

طراحی دست خط بابه مزاری روی سنگهای قیمتی

طراحی دست خط بابه مزاری روی سنگهای قیمتی

هادی اخلاص طراح و خطاط ورزیده هزاره درشهر استانبول به خاطر یاد بود از نوزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید بابه مزاری تصمیم دارد که لاکت های از سنگ خالص عقیق با پوش و زنجیر از نقره که در آن تصویر از رهبر شهید بابه مزاری  و سخنان ارزشمند ش ایشان ودر پشت لاکت عقیق امضائی رهبر شهید را طراحی نماید وی به این باور است که همو قسم رهبر شهید در قلب همه جا دارد باید اثرای را درست نماید که سالهای سال در دل سنگ ها نیز ماندگار باشند



ادامه نوشته

در افشار چه گذشت؟

افشار زخم نا سور هزاره

اطلاعیه:  گرامیداشت بیست و یکمین سالروز قتل عام افشار , Denmark - Copenhagen

زین آتش نهفته که در سینه ی من است/خورشید شعله ی است که در آسمان گرفت.
در افشار چه گذشت؟ اگر کشتار بگوییم؟ تنها در افشار کشتار نبود. دزدی بگوییم؟ تنها دزدی نبود. ویرانی بگوییم؟ تنها ویرانی نبود. تجاوز بگوییم ؟ تنها تجاوز نبود. رعب و وحشت بگوییم؟ تنها رعب و وحشت نبود. آتش زدن بگوییم؟ تنها آتش زدن نبود. تخریب بگوییم؟ تنها تخریب نبود. بلکه افشار مجموعه ای از تجاوزات و جنایت ها بود و کل خشونت، هرآنچه که ما بتوانیم از جنایت و خشونت تصور بکنیم در افشار اتفاق افتاد، بدین دلیل حادثه بسیار کلان بود...
ادامه نوشته

شهروندان مزارشریف: برف رحمت خداوند (ج) است

شهروندان مزارشریف: برف رحمت خداوند (ج) است

.

 از ۳ روز قبل به این سو بارش و برف های سنگین در ولایت های شمال و شمال شرق کشور به ویژه در ولایت بلخ زمین را سفید پوش کرده است، شهروندان مزارشریف برف را رحمت الهی می‌داننددر حالیکه برخی از خانواده ها زیر خیمه زندگی می کنند


اوغو واهداف اسرائیلیشان در اوغستان


اوغو واهداف اسرائیلیشان در اوغستان


ملاعمر بچه خلف عبدالرحمان فاشیست که تمام پوست چرکین ا ونه تنها بلکه اناتومی وپلاسمای خون او از حرام  شکل گرفته و او که معجون از حرام است  در مویرگهای او جز تعصب خشونت  جهالت ظلم وتما انچی که می توان  برای سیاهی وزشتی تعریف کرد چیزی دیگر جاری نیست واز کلام او که تراوشات درون پلید اوست غیراز خباثت جیز دیگر شنیده نمی شود(از کوزه همان بیرون تراودکه در اوست) چون او د ر سرزمین های غضبی هزاره به دنیا آمده، وبه نان و آب غصبی بزرگ شده ، با شمشیر دولبه( شریعت و پشتونیزم )میخواست هرچه زود تر هدف اجداد اسرائیلی شانرا تکمیل نمایند.لذا طالبان این بی خرد ترین انسانهای جهان  در اولین قدم که تا هنور بر کل کشور حاکم نشده بودند، مثل جدش عبدالرحمان نه بلکه عبد الشیطان فرمان صادر کرد که تاجک ها به تاجکستان  ، ازبک ها به اوزبک کستان ، ترکمن ها به ترکمن ستان. برگردند .و هزاره  ها، یا از نو مسلمان شوند یا جزیه بدهند یا در ایران ،یا درگورستان بروند. زیرا از رود آمو تا بحرهند سرزمین خالص نوادگان یهود  می باشد.،در فرمان دوم ،  موزیم کابل را تصفیه و، بت با میان را علی رغم مخالفت بین الملی، منفجر و نا بودکردند. زبنانشان لال دست وپایشان بریده باد.



ادامه نوشته

چهل دختران

چهل دختران

چهل دختران 


شرين آغیمو اون بلو نشسته

 چنين موگیه او بادلی شكسته

دختر ازره ده چنگ اوغو

  به خدا ننگه!ده قرو نوشته!

امیره راس موگی آغی شرینمو

غیرتی ازرگی ره ارجای نوشته

بابه نوسه اغی شرینمواسته

بادست بسته اوغونه ره کشته

گرچی اوغو پکشی تامونشوده

نام خالق دلی کلچی شکسته

 

چهل دختر و در پیشاپیش آنها شیرین باتهور و شها مت باورنگردنی که میخواهند پاسدار نوامیس دختران هزاره باشند راهی بلند ترین قله کوه دلدلگذر میشوند. بلی تصمیم واضح است یا تسلیم ناانسانترین وطن فروشان و کثیف ترین باداران آنها باید شد ویا اینکه افتخار جاودانه برای خود و مردم خود کمایی کرد...

 



.

در گذشت استاد قسیم اخگر

انالله وانا الیه راجعون

 

 

 استاد قسیم اخگر بعد از سالها مبارزه و قلم زنی،به صاحب قلم پیوست خبر رحلت جانکاه او جامعة مدنی، روشنفکران و فرهنگیان کشور را در شوک عظیم فرو برد.بدون شک، قسیم اخگر آزادمردی بود که عمرش را در مبارزه و روشنگری سپری کرد.  آرام و قرار نداشت. هرگاه دست به قلم می‎زد، دریای خروشان آزاد اندیشی، ظلم‎ستیزی او  تلاطم نموده و  به رسوایی زر و زور و تزویر می‎انجامید. او با بد رفتاری ها، دُکم اندیشی‎ها و عصبیت‎های قبیله‎ای سر سختانه جنگید و تاوان این مبارزات دوامدارش را با بی‎توجهی حکومت به روزگار پیری و مریضی‎اش داد. او از معدود روشنفکران افغانستان بود که اندیشه و سلوک او، می‎تواند الگوی خوبی برای روزگار غریب ما باشد. او غریبانه و تنها زیست و غریبانه هم به سوی پروردگارش شتافت اکنون جامعة ما خلاء سردار مدنیت‎خواهی و روشنفکری را به خوبی احساس می‎کند و زوایای شخصیت بالا و والای او بیش از پیش روشن خواهد شد. به امید این‎که یاد این اخگرِ همیشه شعله‎ور خاموش نشود و راه و روش او الگوی برای جامعه ما و نسل جوان ما باشد.

جام قلمت تلخ شد این جام مرا کشت

یک کام فراهم شد و ناکام مرا کشت

اخگر!چه قدر شمع فراهم شده اما

خاموشی چشمان تو آرام مرا کشت

(سلمانعلی زکی)

دفتر شعر 125 شاعر از 68 کشور برای مردم هزاره منتشر شد

دفتر شعر 125 شاعر از 68 کشور برای مردم هزاره منتشر شد

دفتر شعر 125 شاعر از 68 کشور برای مردم هزاره منتشر شد

ادامه نوشته

ضرب المثلهای هزارگی

 

ضرب المثلهای هزارگی

ضرب المثلها به عنوان میراثهای فرهنگی کهن مردم هزاره با یک جمله کوتاه شروع میشود اما مفهوم بزرگی را میرساند. آشنائی به این هنر سخن گویی و پند پیرانه، آشنایی با حکمت عامیانه نیاکان و اجداد آن مردم است.این پند نامه که طی قرنها به وجود آمده، تصادفی نبوده؛ بلکه بازتابی است از باورهای مردمی و جامعه شناختی مردم هزاره که با مفاهیم آموزنده شان زبان زد عام و خاص شده است. این ایمان از آن جا برای مردم هزاره مهم و گران بها است که مردان و زنان کهن سال در این دیار سینۀ پری از این گوهرهای نایاب فرهنگی و حکمتهای حکیمانه مردمی رادارند که به نمونه های از ان اشاره می شود  

 ماستی که ترش است از تغارش پیدایه

شور شور آب از کجی جویه.

زخم شمشیرجور موشه زخم زبو نه..

ادامه نوشته

بیگانه ستیزی در ادبیات عامیانة هزارگی

 

بیگانه ستیزی در ادبیات عامیانة هزارگی

http://myurozgan.com/Binary/UploadedFiles/2014-01-27/tmzsnfigqo_Picture8.jpg

محمدحسین فیاض

این دوبیتی‎ها از سر ایمان و اخلاص و باورعمیق مردم سروده شده و بیشتر مردم هزاره اعم از زن و مرد، هنگام کارِ روزمره و چوپانان در کوهستان‎ها آن ها را زمزمه می‎کنند. مسلّم این است که ادبیات عامة هر مردمی،برخواسته از واقعیت‎های آن جامعه بوده و همواره، رنج و خوشی، دغدغه ها و دردهای جامعه‎اش را به دوش کشیده است. از خوانش کلمه کلمة این دوبیتی‎پیداست که خالق آن ها با تمام وجود و با احساس عمیق وطن‎دوستی سروده و تاریخ هزاره ها هم این واقعیت را بارها و بارها اثبات کرده است.

عرق چین سرت سه شاهی کلدار

بیگانه شُوی نکو غیر از وطن دار

بیگانه شوی نکو بیگانه می شی

پسِ باچه وطن دیوانه می شی (76)

ادامه نوشته

«سوگند» در دوبیتی های فولکلوریک هزارگی

«سوگند» در دوبیتی های فولکلوریک هزارگی

 اسد پژمان

«سوگند» در دوبیتی های فولکلوریک هزارگی

 

قسم بر قامت لیل النهارت

 به ابروی کج دنباله دارت

 به غیر از عاشقی دیگر نگیروم

 بمیرم ای صنم در انتظارت

            

ادامه نوشته